۱-آن روزها

یادمه دبستان که میرفتم مامانم همیشه روز معلم یه جلد کتاب "جلوه های معلمی استاد مطهری" بهم میداد تا ببرم برای معلممون هر چی هم میگفتم من میخوام یه هدیه خوب ببرم میگفت هدیه تو از مال همه بهتره. هیچوقت باورم نشد که هدیه من از همه بهتره چون بچه های کلاس برای معلممون همه چی میاوردن جز کتاب. حتی یه بار کلاس سوم پول رو هم گذاشتن و واسه خانم معلم انگشتر طلا خریدن. من پول ندادم همون کتابو بردم. نمی دونم شاید الان طلا دادن به معلم خیلی عادی شده باشه ولی اون سالها یک شاهکار به تمام معنا بود. اونم توی مدرسه شاهد! اون روزها دلم میخواست معلم بشم فقط بخاطر هدیه های روز معلم.

۲-این روزها

چند روز پیش توی اخبار شنیدم ثبت نام آزمون استخدامی آموزش و پرورش روز معلم آغاز می شود. آزمون ظاهرا دو مرحله دارد کسانیکه پذیرفته می شوند پس از طی یک دوره دو ماهه در دوره راهنمایی بکار گرفته خواهند شد! یاد حرف شهید مظلوم رجایی افتادم که: «معلمی شغل نیست؛ عشق است. اگر به عنوان شغل انتخابش کرده‏ای، رهایش کن و اگر عشق توست، مبارکت باد».کاش واقعا معلمهامون عاشق معلمی بودند کاش...ولی شهید رجایی هم خیلی آرمانی فکر میکرده ها..آخه کدوم بابایی میتونه شغلی رو که به این زحمت بدست آورده رها کنه؟؟! این روزها دیگه دلم نمی خواد معلم بشم.

۳- سوال:

 اگه مطهری پاره تن امام بود چرا روز شهادتش رو جشن می گیریم؟؟

 

 ادامه مطلب بدلیل اعتراض طهورا حذف شد. من بی تقصیرم!