|
جمعه ۲۶ تیرماه - ابتدای خطبه دوم
عده ایی از نمازگزاران: "خونی که در رگ ماست، هدیه به رهبر ماست" هاشمی رفسنجانی خطیب نماز جمعه تهران: "انشاالله"!
يَا أَيُّهَا النَّاسُ
قَدْ جَاءكُمُ الرَّسُولُ بِالْحَقِّ
مِن رَّبِّكُمْ فَآمِنُواْ خَيْرًا لَّكُمْ وَإِن
تَكْفُرُواْ فَإِنَّ لِلَّهِ مَا فِي
السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَكَانَ اللّهُ عَلِيمًا حَكِيمًا اللهم صلي على محمد وعلى آل محمد كما
صليت على ابراهيم وعلى آل ابراهيم إنك حميد مجيد.
وبارك على محمد وعلى آل محمد كما
باركت على ابراهيم وعلى آل ابراهيم إنك حميد مجيد. پروردگارا خودت در قرآن به پیامبر برگزیده ات محمد مصطفی صلی الله علیه و آله فرمودی که اگر زمانی که امت بر نفس خود ظلم و ستم
کنند پیش تو آیند و از خدا و رسولش
طلب بخشایش کنند خدا را آمرزنده و مهربان خواهند یافت. خدایا ما زمان حیات محمد (ص) فرستاده برگزیده ات را درک نکردیم ولی با توسل به او به
تو رو آورده ایم، پس تو ای خدای مهربان به حق محمد و آل بیتش ما را نزد خود آبرومند در دنیا و آخرت قرار ده.
حجاب سبز... تساوی زن و مرد که میگن اینه! آخی نازی چه رمانتیک! کفشارو داری؟! ایول فیگور... این هم کاریکاتورش.
داییم بعد از سی سال ترک وطن دیروز به ایران برگشت. این فرودگاه امام خمینی واسه خودش حسابی خارجه...جو گیرن ملت در حد خارج! بیشتر به این فکر می کردم که با جوانیش چه کرده و الان چی داره! وقتی از جامعه اونجا می گفت و من با ایران خودمون مقایسه می کردم احساس خوبی داشتم. ما واقعا قدر کشور خودمون رو نمی دونیم! و اینکه دایی چقدر به پدر بزرگ شبیهه خدا بیامرزدش...
گاهی اسیر این خاک و این خانه می شوی و فکر می
کنی که زندگی در هر جای دیگر غیر از این جا برایت غیر ممکن است. می بینی که چه قدر
با این کوچه و این خیابان وابسته هستی.
وابسته
همین چای داغی که هر روز دم میکنی و بعد می نشینی پای کامپیوتر و در حالی که مودم رایانه
دارد وصل می شود به اینترنت آهسته آهسته سر می کشی. وابسته این وبلاگ که با چه هیجانی می آیی و به روز می کنی و
با چه هیجانی نظرات پست قبل را کلمه به کلمه می خوانی و یک حس خوب از اینکه افرادی می آیند و چیزهایی را
که نوشته ای می خوانند و نظر می دهند. احساس مهم بودن، ارزشمند بودن، برای پنج نفر،
ده نفر، شاید هم بیشتر. وابسته اینکه هر روز بروی و از کتابخانه کتاب مورد علاقه ات
را انتخاب کنی و ببری روی تختت بخوانی و پز بدهی که از ژوزه ساراماگو " کوری" را خوانده ای و حالا در
عطش" بینایی" داری می سوزی. وابسته همین جومونگ و رستگارانی که هر شب می نشینی پای تلویزیون
و نگاه میکنی...
وابسته همین چیزهای دم دستی... این چنین است که گاهی اسیر این زندگی می شوی .
برای روزهایی که کنارت
مینشستم و یک بند سوال میپرسیدم دلم تنگ شده٬ برای تو که بیخیال و آرام
همه را جواب میدادی. برای آن سوالهای بیربط که در جوابشان میگفتی
«سوال بیخود نپرس!» و من آنقدر میخندیدم که دیگر نمیتوانستم حرف بزنم. برای آن
‘آنقدر خندیدنها’ دلم تنگ شده… پدر با تمام وجود دوستت دارم روزت مبارک.
دیشب کلی مهمون داشتیم، خوب بود همه چیز خوب بود ولی بعضی از مهمونا نیومدند.
ده سال بعد: میرحسین موسوی در بیانیه شماره 2984 خود از مردم خواست همچنان
برای احقاق حق خود پافشاری کنند. وی بر ابطال انتخابات دهمین دوره ریاست
جمهوری تاکید کرد.
ساعت هفت صبح روز پنج شنبه چهارم تیر ماه 1388 سوار قطار می شوم و به سوی تو می آیم. چشمهایم از همان کویر لم یزرع، پی گنبد طلای تو می گردد. از همان جا سلام می دهم. من این مسیر را بارها در خیالم تا حرمت آمده ام، این راه را خوب از برم مثل تمام شعرهایم... از کوچه عیدگاه، باب الرضا، شبستان امام خمینی، صحن جمهوری وارد می شوم. اصلا چه فرقی میکند... تمام صحنها و رواق ها و شبستان ها را هروله می کنم. چشمم که به ضریحت می افتد دیگر اشک امانم نمی هد. اینجا بهشت است... ************** همین طور ناخوانده یک روز می آیم و می مانم... پ.ن: دیروز این موقع روبروی ایوان طلا نشسته بودم و چشمهایم را شارژ می کردم. |
About![]()
حرفها دارم اما...بزنم یا نزنم؟ Archivesآبان 1388مهر 1388 شهریور 1388 مرداد 1388 تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 معرفی ویژهسه رگهLinks
زابـــا
یگان ضد شورش شهرداری تهران در تظاهرات 13 آبان + عکس ,< |