تبليغاتX
گل صنم





















گل صنم

یک بچه مسلمون.متولد شیراز.بزرگ شده تهران.ساکن قم...

آشوبگران عصر شنبه مسجد لولاگر در خيابان آذربايجان را به آتش كشيدند و در اين حادثه تعدادي از نمازگزاران مسجد به شهادت رسيدند.

بیش از صد نفر نیز در شلوغی های دیروز مجروح شدند.

حمله اغتشاشگران به پلیس را که دیدم با تمام وجود لرزیدم.این کسانی که به مردم، امام و حتی به خانه خدا رحم نمی کنند واقعا دنبال چه گونه آزادی هستند؟؟ آیا چیزی جز آزادی انفجار؟؟

 به همه دوستانی که از تجمعات غیر قانونی این روزها حمایت می کنند می گویم تو را به هر چه می پرستید تعصب ها را کنار بگذارید ببینید با چه کسانی همگام شده اید؟؟ اندکی فکر کنید چگونه است که موضع شما و این مزدوران آدم کش اینقدر به هم نزدیک شده؟؟ تو را به خدا بس است.ملت تا کی باید تاوان این خودسری ها را بپردازد.

بس است....

آزادی پیشکشتان...

فعلا امنیت می خواهیم...


+نوشته شده در یکشنبه سی و یکم خرداد 1388ساعت14:50توسط گلصنم | |

دوست نکته بینی می فرمودند : سعی کن در این سن کمتر حرف و سخن بگویی و بیشتر به مطالعه و جمع اندوخته های علمی مشغول باش . انسان هر چه که کمتر بداند ، بیشتر حرف می زند . اما رفته رفته که علم و دانسته هایت بیشتر شد کمتر حاضر به سخن گفتن می شوی .در واقع وقار علمی و فهمیدن اینکه خیلی از مسائل را هنوز در ابتدای راه هستیم مانع می شود ، پس همان بهتر که کمتر آن علم اندک خود را به رخ دیگران بکشانیم .

ازمون دكتراي پيام نور هم مهلت ثبت نامش تمام شد و ثبت نام نكردم. ولش كن بگذار زندگي كنيم. جومونگ ببينيم و چايي بخوريم و عصرها توي حياط درختان انار را تماشا كنيم و بازي بچه ها را و شب ها هم به آسمان پر ستاره خيره شويم. مگر زندگي غير از اينها چيست؟


بعد نوشت:

تقریبا هیچ کس منظور من را از این سطور درک نکرد.


+نوشته شده در شنبه سی ام خرداد 1388ساعت22:56توسط گلصنم | |

+نوشته شده در جمعه بیست و نهم خرداد 1388ساعت16:0توسط گلصنم | |


دلم می خواهد این روزهای لعنتی زودتر تمام شود دلم می خواهد دست تو را بگیرم اصلا برویم سفر برای خودمان.


+نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم خرداد 1388ساعت16:35توسط گلصنم | |


* من باز به همه اين آقاياني كه مي‌خواهند نطق كنند و اعلاميه بدهند و نمي‌دانم نامه سرگشاده بفرستند و ازاين مزخرفات، به همه اينها اعلام مي‌كنم كه برگرديد به اسلام، برگرديد به قانون ، برگرديد به قرآن كريم ،‌ بهانه درست نكنيد كه اسباب اين بشود كه شما همه به انزوا كشيده بشويد. من به بسياري از شما علاقه دارم و ميل دارم كه همه به قانون عمل كنند و همه در جاي خود باشند و چنانچه اين‌طور نباشد،‌ مسئله طور ديگر خواهد شد. (صحيفه امام جلد 14 صفحه 415)


*نمي‌شود از شما پذيرفت كه ما قانون را قبول نداريم. غلط مي‌كني قانون را قبول نداري!قانون تو را قبول ندارد نبايد از مردم پذيرفت، از كسي پذيرفت ، ما شوراي نگهبان را قبول نداريم. نمي‌تواني قبول نداشته باشي. مردم راي دادن به اينها ، مردم 16 ميليون تقريبا يا يك قدري بيشتر راي دادن به قانون اساسي. مردم كه به قانون اساسي راي دادند منتظرند كه قانون اساسي اجرا بشود؛ هر کس از هرجا صبح بلند مي‌شود بگويد من شوراي نگهبان را قبول ندارم ،‌ من قانون اساسي را قبول ندارم ،‌من مجلس را قبول ندارم ، من رئيس‌جمهور را قبول ندارم ، من دولت را قبول ندارم. نه ! همه بايد مقيد به اين باشيد كه قانون را بپذيريد ،‌ ولو برخلاف راي شما باشد. بايد بپذيريد، براي اين‌كه ميزان اكثريت است ؛ و تشخيص شوراي نگهبان كه اين مخالف قانون نيست و مخالف اسلام هم نيست ، ميزان است كه همه بايد بپذيريم. (صحيفه امام جلد 14 صفحه 378)


* اگر يك جايي عمل به قانون شد و يك گروهي در خيابان‌ها برضد اين عمل بخواهند عرض اندام كنند،‌ اين همان معناي ديكتاتوري است كه مكرر گفته‌ام قدم به قدم پيش مي‌رود،‌ اين همان ديكتاتوري است كه به هيتلر مبدل مي‌شود انسان،‌اين همان ديكتاتوري است كه به استالين انسان را مبدل مي‌كند. اگر قانون در يك كشوري عمل نشود ، كساني كه مي‌خواهند قانون را بشكنند اينها ديكتاتوراني هستند كه به صورت اسلامي پيش آمده‌اند يا به صورت آزادي و امثال اين حرفها. اگر همه اين آقايان كه ادعاي اين را مي‌كنند كه ما طرفدار قوانين هستيم ، اين‌ها با هم بنشينند و قانون را باز كنند و تكليف را از روي قانون همه شان معين كنند و بعد هم ملتزم باشند كه اگر قانون برخلاف راي من هم بود من خاضع‌ ام ، اگر بر وفاق هم بود من خاضع‌ام ،ديگر دعوايي پيش نمي‌آيد؛ هياهو پيش نمي‌آيد. (صحيفه امام جلد 14 صفحه 415)

پ.ن:

صدای خنده بیگانه را می شنوید....؟ نیشخند غریبه را می بینید....؟


+نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم خرداد 1388ساعت13:54توسط گلصنم | |

 

به تو فکر می کنم.

به تو که بهار منی،

 عشق من،

خوشبختی من...

دست هایت بوی مهربانی می دهند، بوی سادگی، بوی نان...

سبزی پاک می کنی و حواست نیست این دخترک ناآرام چگونه عاشقانه تو را می نگرد و هر لحظه غیرتی تر می شود که ناز سر انگشتان تو، تنها برای اوست.

تنها برای اوووست...


+نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم خرداد 1388ساعت13:35توسط گلصنم | |

 

+نوشته شده در شنبه بیست و سوم خرداد 1388ساعت13:48توسط گلصنم | |

 

سؤال: با تشكر از حضرت عالي كه وقتتان را در اختيار ما قرار داديد؛ تا آنجايي كه ما اطلاع داريم حضرت عالي سالهاست كه در مسائل اجتماعي تفكر مي‌كنيد و با دوستان خود در اين مباحث دقت نظرهايي داشته‌ايد. مي دانيد كه انتخاب رياست جمهوري حداقل براي 4 سال وضعيت كشور را تعيين خواهد كرد، در مناظره هايي كه در تلويزيون برگزار شد يا در مصاحبه هايي كه انجام پذيرفت يا  سخنراني هايي كه كانديداهاي مختلف داشتند شما برنامه آتي آقايان را چگونه ديديد؟

حجت الاسلام و المسلمين ميرباقري: بسم‌الله الرحمن الرحيم. با تشكر از وقتي كه در اختيار بنده قرار داديد. ابتدا يك نكته كلان را مي‌گويم؛ به نظر مي‌آيد كه ملت بزرگوار ايران بايد كسي را به عنوان رئيس دولت انتخاب كنند كه متناسب با ظرفيت اين ملت در دوره معاصر و ماموريت هاي بزرگ آن باشد. متاسفانه آن چه كه در تبليغات يافتم. اين بود كه بعضي ها ظرفيت چنين كاري را ندارند. مي خواهند با تبليغات ملت ايران را تنزل بدهند. اغوا ايجاد كنند كه ملت ايران اشتباه كنند و متوجه نشوند كه اينها نمي‌توانند كساني باشند كه رهبري نظام ارضاء و نياز اين ملت به دست گيرند. به جاي اينكه از برنامه خودشان بگويند ملت را تحقير مي كنند. ملتي كه پرچم دار يك انقلاب بزرگ جهاني است. و موازنه قدرت را به نفع اسلام تغيير داده است آن‌ها مردم را ملتي كه مطالبات خرد اقتصادي فرهنگي دارد تعريف كردند و مشكلاتش را مشكلات خرد اقتصاد فرهنگي ديدند؛ اين ظلم با اين ملت  است. گرچه اين مشكلات بايد حتما ديده شود و بايد حل گردد. 

اما اين افراد حقيقتاً ظرفيت هدايت چنين ملتي را ندارند.

نكته دوم: براساس همين نگاه وقتي برنامه ها و مناظره ها را دنبال مي كردم دو نفر از كانديدها را فاقد يك برنامه جدي ديدم، به جز شعارهاي تبليغاتي كه به هتاكي و دروغ‌پردازي هم مي كشيد و نقطه اوج آن تباني در مناظره بود, چيزي نديديم. در همه دنيا در مبارزه اگر زشت‌تر از دروغ‌پردازي نباشد كمتر هم نيست. اما يكي از كانديداها طرح اقتصادي داشت كه قابل گفتگو است. هم شخصيت ايشان قابل احترام است هم طرح ايشان به نسبت عالمانه‌ است. منتهي طرح ايشان اشكالات فراوان داريد:

اولاً: اسم طرح خودشان را انقلاب اقتصادي گذاشته‌اند ادعايي كه در اين طرح دارند اين است كه يك انقلاب اقتصادي ايجاد كنند. من گمان مي كنم يا بايد خوش باور باشيم كه اين حرف را قبول كنيم يا معني انقلاب را نفهميم يا معني نظام اقتصادي را و من قاعدتاً به نظرم مي آيد كه ايشان معني انقلاب اقتصادي را درك نمي كنند.

انقلاب يك دگرگوني عميق در همه انگيزه ها و از جمله عقلانيت و سپس رفتار اقتصادي جامعه درجهت يك آرمان بزرگ است؛ انقلاب اقتصادي به دنبال انقلاب فرهنگي و در عميق ترين  لايه هاي فرهنگي، يعني فرهنگ بنيادي و عقلانيت تخصصي جامعه و سپس فرهنگ عمومي جامعه اتفاق مي افتد؛ نظام نياز و ارضا در مسير ديگري قرار مي‌گيرد و با معادلات ديگري هم اداره مي شود. من گمان نمي كنم ايشان مدعي انقلاب فرهنگي در حوزه اقتصاد باشند؛ حتي مدعي باشند كه يك معادله جديد به علم اقتصاد اضافه كرده اند. ايشان حداكثر يك كارشناس خوب اقتصادي هستند. علاوه بر اين ايشان حتي يك فيلسوف اقتصادي و يا صاحب يك مكتب اقتصادي هم نيستند. زيرا در مكتب اقتصادي رابطه بين ايده هاي بزرگ و مدل اقتصادي تعريف مي شود و در فيلسوف اقتصادي رابطه بين نياز و ارضاء جامعه با عقلانيت و رفتار اقتصادي تعريف مي‌شود چنين چيزي در انديشه ايشان به چشم نمي خورد. مقاله، كتاب و اثري در اين سطح از ايشان ديده نشده است. طرح ايشان تنها يك طرح اقتصادي است، اين طرح اقتصادي مي توانند به يك دگرگوني نسبي ختم شود، اما هرگز در اقتصاد ايجاد ايجاد انقلاب كنند؟!

مگر كسي معني انقلاب اقتصادي را متوجه نشود بخواهد بزرگ نمايي كند.

و اما اشكال دوم: ادبيات ايشان در اين طرح اقتصادي همان ادبيات علمي متداول؛ يعني ادبيات سكولاريستي است. البته اين بحث مربوط به بحث فلسفه علم است و بعيد مي دانم ايشان وارد اين بحث بشوند. شايد بگويند علم سكولار و غير سكولار ندارد. اما اين از بحث هايي است كه در حوزه فلسفه علم به طور جد، به خصوص در حوزه پسا مدرن مطرح است و فيلسوفان پسا مدرن و ديگران درباره آن سخن گفته‌اند.

اين علم اقتصاد، سكولاريستي است، ادبيات ايشان هم ادبيات همان علم است. شايسته بود ايشان حداقل آن ادبيات را بومي سازي مي كرد. مقصودم از بومي، بوم جغرافيايي نيست، مقصودم بوم فرهنگي است. يعني تركيبي از ادبيات اقتصاد مدرن و ادبيات اسلام و يا ادبيات انقلاب اسلامي به وجود مي‌آورد؛ اما چنين چيزي در طرح ايشان هرگز به چشم نمي خورد. اگر مي‌خواستند همين طرح را براي يك كشوري كه كانون انقلاب اسلامي نبود بدهند همين طرح را نمي‌داند البته منهاي مختصات جغرافيايي اش. بوم فرهنگي ما كه بوم اسلام ناب و نقطه كانون تمدني اسلامي است مطلقاً در اين طرح ملحوظ نيست. ادبياتش ادبيات سكولاريستي است كه هرگز بومي سازي فرهنگي نشده است.

بنابراين راه حل مشكلات كشور هرگز نخواهد بود. بلكه اساسا مشكل ما در سه دهه گذشته مشكل چالش ادبيات سكولار و فرهنگ انقلاب و ادبيات انقلاب اسلامي و اسلام ناب است.

سؤال: شما مي‌فرماييد طرحي كه داده شد براساس فرمولهاي متداول اقتصادي است. چرا شما فكر مي كنيد كه فرمولهاي متداول اقتصادي براي بهبود و رشد اقتصادي كشور كفايت نمي‌كند؟

حجت الاسلام و المسلمين ميرباقري: خيلي روشن است. ادبيات علمي مدرن در حل نيازمندي هاي جامعه جهاني هم شكست خورده است، علت شكست آن‌ها هم چالش انقلاب اسلامي با همين ادبيات است؛ ابتدا اقتدار سياسي بلوك شرق را شكست, سپس اقتدار اقتصادي غرب را كه نقطه كانوني آن قدرت سرمايه داري است به چالش كشيد؛ يعني انقلاب اسلامي امنيت سرمايه‌داري را بهم زده است. مدلهاي اقتصادي آنها و دانش اقتصادي آنها اگر قدرت كنترل رفتار اقتصادي بشر را مي داشت, نبايد چنين بحران عظيمي پيش‌روي آنها قرار مي گرفت. علم اقتصاد مدرن در حل مسائل نياز و ارضاء بشر با صرف نظر از انقلاب اسلامي هم شكست خورده است.

هم‌چنين علم اقتصاد مي خواهد رفتار اقتصادي يك ملت را قاعده مند كند و آن را تحليل كند. رفتار تابع انگيزه هاست وقتي كه نتواند نسبت بين ايمان و رفتار اقتصادي را تحليل كند, قطعاً نمي تواند كنترل اقتصاد را به دست گيرد. علم سكولار علمي است كه پيش فرضهاي آن حسي است. و قطعاً قدرت تحليل رفتار اقتصادي يك ملت مؤمن انقلابي را ندارد.

اصولاً يكي از اشكالاتي كه در در آسيب شناسي و راه حل اقتصادي بعد از انقلاب وجود داشت، همين است كه مي خواستند با علم سكولار رفتار اقتصادي ملت ايران را تحليل كنند كه پاسخ هم نگرفتند. چالش بين ادبيات انقلاب و ادبيات «توسعه» چالش اصلي ماست. البته به نظر ما حل آن با انقلاب فرهنگي اتفاق مي افتد و انقلاب اسلامي ايران ظرفيت انقلاب فرهنگي دارد و به اين سمت هم بسيار نزديك شده‌ايم. اثري از اين انقلاب فرهنگي حداقل يك بومي سازي نسبي فرهنگي در طرح اين كانديد نمي بينيم.

سؤال: فرمولهاي متداول در امر اقتصاد همين فرمولهاست و كسي هم مدعي كشف فرمول جديدي نشده است. چرا فكر مي‌كنيد اين فرمولها نمي توانند وضعيت فعلي كشور ما را بهبود بخشند. ممكن است انقلابي نباشد ولي به هر حال وضع را بهتر مي كند يا خير؟

حجت الاسلام و المسلمين ميرباقري: براي دوره گذار حتما بايد طرح داشته باشيم و در آن نسبت بين تناسبات اقتصادي موجود با آرمانهاي بزرگ جهاني درحوزه اقتصاد و فرهنگ و سياست را با هم ببينيم. علم اقتصاد مدرن ظرفيت چنين كاري را ندارد. يا آرمانهاي ما را در ادبيات سكولاريستي خودش منحل مي كند كه اين يك براندازي نرم است. و يا دائم در چالش بين عقلانيت مذهبي و عقلانيت مدرن يا عقلانيت سكولاريستي در جامعه بحران به وجود مي‌آيد.

شايد بگوييد جناب آقاي احمدي نژاد هم فكر جديد ندارند اما ايشان به اين نكته توجه كرده اند و دنبال يك راه حلي هستند. مي خواهند ارزشهاي ديني را وارد علم اقتصاد و تصميم گيري هاي كلان اقتصادي كنند. مثلاً روي مسئله ربا حساس ميشوند واقعاً مي خواهند مسئله بانك داري را حل كنند و يا آن نظام سؤالاتي كه براي متخصصين حوزه و دانشگاه فرستاده‌اند يك گام به پيش است نمي خواهم بگويم كه مسئله را حل كرده‌اند. اما از اين نظر ايشان پيشگام تر از بقيه هستند. والا اگر شما بخواهيد به دنبال طرحهاي اقتصادي سكولاريستي باشيد من فكر نمي كنم كارشناساني كه زمان آقاي هاشمي رفسنجاني در دوره بازسازي بودند ضعيفتر از اين آقا باشند. و يا طرحهايشان ناكارآمدتر باشد كه حالا ايشان احساس كنند كه دارند يك طرح جديدي مي‌دهند. خير. چيز جديدي نيست آقاياني كه اطراف آقاي هاشمي بودند اساتيد ايشان و هنوز هم زنده هستند. و خود ايشان احترام علمي اينان را حفظ ميكنند. پس اين ادعاي بزرگ بدون پشتوانه عميق لازم, يك توهم است.

علاوه بر اين يك اشكال اساسي ديگر به طرح ايشان وارد است. وقتي مي‌خواهيم اقتصاد ملي خودمان را بسازيم بايد جايگاه ملي خودمان را نيز در نظر بگيريم؛ اگر ما ملت ضعيف جهان هستيم بايد همين آن و ارتقاء جايگاه خودمان را در نظام جهاني تعريف كنيم و به ادبيات علمي مدرن و عقلانيت مدرن رضايت بدهيم. ولي اگر يك ملتي هستيم كه داراي مأموريتهاي بزرگ جهاني هستيم و در اين مأموريتها هم توفيق به دست آورده‌ايم. و به يك قدرت در موازنه جهاني تبديل شده‌ايم نمي توانيم برنامه ريزي اقتصادي ملي خودمان را جدا از برنامه تحول اقتصادي بين اللملل برنامه‌ريزي كنيم. در ادبيات ايشان هيچ معنايي كه اشاره به نوعي تحول در اقتصاد بين المللي باشد به چشم نمي خورد. مي خواهند درون نظام سرمايه داري مشكل كشور را حل كنند. با اين قبيل طرح‌ها ايشان ما را به يكي از اقمار نظام سرمايه داري تبديل مي‌كنند و همان بحرانهاي جهاني سرمايه داري را در كشور ما هم ايجاد خواهد كرد. علاوه بر اين كه ادبيات انقلاب تحمل بحرانها و الگوي هاي سرمايه داري و اختلاف طبقاتي نظام سرمايه‌داري را ندارد.

اصولاً يكي از ريشه هاي تورم در كشور ما مسئله گستاخي انقلابي است كه طبقات مصرفي نظام سرمايه داري را قبول نمي كند و با عدم هدايت صحيح به گستاخي در مصرف تبديل شده است عرض ما اين است كه چالش ادبيات انقلاب و ادبيات توسعه, اصلي ترين مسئله علمي اقتصاد ماست. اگر يك طرح اقتصادي به حل اين چالش توجه نكند و بخواهد با ادبيات سكولاريستي  انقلاب كند، قطعاً شكست مي خورد . اگر هم موفق بشود، براندازي نرم است زيرا ادبيات انقلاب را در ادبيات سرمايه داري حل مي كند؛ يعني براي حل مشكلات اقتصادي, مأموريتهاي جهاني ملت ايران را از او خواهد گرفت. و ملت ايران را از اريكه اقتدار جهاني به يك ملت كوچك تبديل خواهد كرد و او  تحقير خواهد نمود.

 ايشان اگر مي خواهند طرحي بدهند بايد بگويند چگونه چالش ادبيات انقلاب و ادبيات توسعه را حل مي كنند. ما در طرح ايشان چنين چيزي نديديم، با زبان ادبيات توسعه طرح دادند و مي گويند انقلاب اقتصادي ايجاد مي كند! اين را كه جناب آقاي هاشمي هم در دوره بازسازي دنبال كردند و معلوم است كه به كجا رسيد. ايشان عالمانه تر از اين طرح  را دنبال كردند, اما به مشكل برخورد كردند. اعتراض مردم در دوم خرداد به همين برنامه‌ها بود. البته  ما اينها را به ضعف اخلاقي يا ضعف اعتقادي افراد حمل نمي كنيم. مي‌گوييم ادبياتي كه دنبال مي كردند ادبيات سكولاريستي بوده و با ادبيات انقلاب چالش داشته است. اين قبيل برنامه‌ها قدرت حل مشكلات اقتصادي ما و تنظيم رفتار اقتصادي اين ملت را ندارد.

سؤال: پس شما برنامه توسعه جمهوري اسلامي را چه مي­دانيد؟ يعني فكر مي­كنيد حضرت امام (ره) و مقام معظم رهبري توسعه يا تعالي جمهوري اسلامي را در چه الگويي طرح كرده­اند و برنامه اقتصادي ما در اين زمينه چه شكلي بايد داشته باشد؟

حجت الاسلام و المسلمين ميرباقري: اولا من بايد عرضم را تمام كنم حاصل اشكال سوم من به ايشان اين بود كه غير از اين كه اين يك طرح انقلاب اقتصادي نيست و غير از اينكه ادبيات ايشان ادبيات سكولاريستي است. اگر موفق شود به انحلال ادبيات انقلاب در نظام سرمايه­داري ختم مي­شود و اگر موفق نشود چالش ادامه پيدا خواهد كرد. البته حتما موفق نمي­شود. بي ترديد ظرفيت انقلاب اسلامي نشان داده است كه ظرفيت پيشرو است و به «انقلاب فرهنگي» ختم خواهد شد.

هم چنين بايد گفت اما طرح ايشان فاقد تئوري جامعه براي حل يك‌پارچه مسائل اقتصادي ما در مقياس «ملي, جهاني و بين المللي» است. و فقط به حل مقياس ملي جداي از موازنه جهاني پرداخته است. نمي­خواهم بگويم موازنه سرمايه­داري را در نظر نگرفته است، بلكه به عكس اين موازنه را در نظر گرفته و اشكال نيز همين است. در اين طرح هيچ شيبي براي تغيير موازنه اقتصادي جهان و شكست نظام سرمايه­داري به چشم نمي­خورد. شايد بگويند كه ما اصلا توانايي چنين كاري را نداريم، كه در اينصورت به نظر ما اين «تحقير» ملت ايران است! ملت ايران، انقلاب اسلامي و قدرت اسلام نشان داده است كه شرق را شكسته است و نظام سرمايه­داري را هم به بن بست امنيت سرمايه رسانده است و باعث شكست حباب آن شده است.

بنابراين به نظر مي­آيد كه ايشان تئوري جامع براي حل يكپارچه مسائل در مقياس «جهاني, بين المللي و ملي» ندارند. برنامه ايشان در مقياس ملي­ هم انحلال در نظام جهاني سرمايه­داري است و اين انحلال موجب دوام چالش انقلاب و ادبيات اقتصادي سرمايه­داري و تشديد بحران دائمي است. حل مشكلات اقتصادي در مقياس ملي به وسيله ادبيات سكولاريستي (و به ويژه ادبيات سرمايه­داري) انحلال فرهنگي انقلاب اسلامي در ادبيات جهاني است و نوعي «براندازي نرم» است، چه بدانند چه ندانند و يا چه بخواهند و چه نخواهند! همانگونه كه در دفاع مقدس نيز تا زماني كه با الگوي بومي خودمان و بسيجي‌داري جنگيديم پيروزي مي‌آفريديم و آنگاه كه كارشناسي غربي غلبه كرد براي جنگيدن از امام (ره) امكاناتي خواسته شد كه آن بزرگوار را كه فرموده بود تا آخرين سنگر و آخرين نفر و آخرين قطره خون مبارزه خواهيم كرد به فاصله چند روز به پذيرش قطع‌نامه و نوشيدن جام زهر كشاند.

اگر ادبيات سكولاريستي در حوزه اقتصاد حاكم شود و ذائقه اقتصادي ملت متناسب با نظام سرمايه­داري تعريف شود لازمه قهري آن تغيير قانون اساسي و نظام ولايت فقيه هم خواهد بود. آنهايي كه دو دهه قبل نامه نوشتند و گفتند كه كارشناس, علم و سرمايه هست اما مشكل ما انقلاب اسلامي، قانون اساسي، ولايت فقيه و دخالت دين در حوزه اقتصاد است، همين حرف را مي­زدند.

ايشان اگر انقلابي فكر مي­كنند و دنبال تفكر امام هستند, بايد، نسبت بين «ادبيات انقلاب» و «حل معضلات انقلاب» را تعريف كنند.

تلقي بعضي اين است كه ما ديگر بايد يقه كفر را در جهان رها كنيم.  اين حرف را زماني مطرح مي‌كنند كه ما در موازنه جهاني در نقطه غلبه هستيم. عرض كرديم كه «اقتدار نظام سوسياليستي» به اقتدار «سياسي» آن بود اما اقتدار «نظام سرمايه­داري» به «اقتدار اقتصادي­» است و شكستن امنيت سرمايه در جهان يعني فروپاشي نظام سرمايه­داري.

اينكه ادبيات آمريكا تغيير كرده است بخاطر اين است كه انقلاب اسلامي براي اقتدار سرمايه‌داري در جهان بحران ايجاد كرده است. فوكوياما تصريح كرد كه بحران اقتصادي جديد غرب ناشي از شكست ايدئولوژي آن در جهان است؛ شكي نيست كه اين ناشي از اانقلاب اسلامي است.

بنابراين اين كه ما بگويند درگيري با كفر را رها كنيم و تنزل مأموريت ملت ايران است! هر طرح اقتصاد ملي بايد بتواند متناسب با مأموريت اين ملت باشد. يعني هم مأموريت ملي­ آنها در اصلاحات كشور و هم مأموريت بين المللي آنها نسبت به دنياي اسلام و در دفاع از اقتدار اسلام و احياي هويت اسلامي و هم مأموريت جهاني آنها كه تغيير موازنه به نفع هويت اسلامي و هويت اديان است و احياي معنويت و اديان در جهان. هر طرحي بايد با اين سه مأموريت متناسب باشد و ملت ايران در اين سي سال نشان داده است كه ظرفيت آن را دارد. اين انقلاب پيش از اين موازنه جهاني را به نفع مذهب به هم زده­ است و ما نمي­توانيم چشم­مان را نسبت به اين حقيقت ببنديم.

به عنوان ختام يك جمله از امام (رض) مي­خوانم تا ببينيم كه ايشان وظيفه ما را چه مي­دانستند. ايشان در نامه­اي كه براي مهاجرين جنگ تحميلي در نيمه شعبان سال 68 نوشتند و نامه‌اي است كه بارها و بارها بايد خوانده شود جمله­اي خطاب به ملت و جمله­اي نيز خطاب به دولتمردان بيان مي‌فرمايند. من آن جمله­اي كه خطاب به دولتمردان است را يادآور ميشوم:

«مسئولان ما بايد بدانند كه انقلاب ما محدود به ايران نيست. انقلاب مردم ايران نقطه شروع انقلاب بزرگ جهان اسلام به پرچمداري حضرت حجت ـ اروحناه فداه ـ است كه خداوند بر همه مسلمانان و جهانيان منت نهد و ظهور و فرجش را در عصر حاضر قرار دهد. مسائل اقتصادي و مادي اگر لحظه­اي مسئولين را از وظيفه­اي كه برعهده دارند منصرف كند خطر بزرگ و خيانتي سهمگين را بدنبال دارد».

به نظر من ادبيات اين چنين طرحهايي همان ادبياتي است كه امام ره به آن اشاره مي كنند و حاضرم اين را اثبات كنم. من نمي­گويم ما نبايد به مسائل اقتصادي بپردازيم، بلكه مي‌گويم بايد ادبيات ما مبتني بر نوعي از آسيب­شناسي باشد كه به حل معضلات اقتصاد در نسبت با مأموريت­هاي بزرگ جهاني ملت ايران - كه به تعبير امام ره نقطه شروع انقلاب بزرگ جهاني به رهبري حضرت حجت است- باشد سپس مي‌فرمايند:

«... دولت جمهوري اسلامي بايد تمامي سعي و توان خود را در اداره هر چه بهتر مردم بنمايد، ولي اين بدان معني نيست كه آنها را از اهداف عظيم انقلاب كه ايجاد حکومت جهاني اسلام است منصرف كند ...»

سؤال: با توجه به اين مطالبي كه فرموديد عملكرد دولت نهم را در اين راستا چگونه مي­بينيد؟ آيا دولت نهم به فرمولهايي رسيده است؟

حجت الاسلام و المسلمين ميرباقري: نه، دولت نهم مدعي فرمول جديد اقتصادي نيست اما دو نقطه قوت دارد.

يكي اينكه مأموريت بزرگ ملت ايران و ترفيع جايگاه ملت ايران در احياي هويت تمدني اسلام و به تعبير ديگر ايجاد جنگ با كفر و پرچمداري اين جنگ را فراموش نكرده است. الان هيچ كس نمي­تواند انكار كند كه ظرفيت اقتدار ملت ايران تغيير كرده است. شاهد اين مدعي اين است كه در اين چهار سال براي جهان اسلام دو پيروزي (لبنان و غزه) در دنياي اسلام به وجود آمده است و غير از آن يك پيروزي بزرگ در مقياس ملي نيز رخ داده است آن هم اينكه ادبيات استكباري آمريكا نسبت به ما به شدت تغيير كرده است و ديگر به فكر براندازي انقلاب اسلامي نيست و حتي حق انرژي هسته­اي را به رسميت مي­شناسند. اين يعني ما در نبرد خود پيشرفت كرده­ايم و به زور حقمان را از آنها گرفته­ايم. در حالي كه در هشت سال دوره اصلاحات كه در مقياس مسائل جهاني با ادبيات سكولاريستي با آنها مواجه مي­شديم دو كشور اسلامي اشغال شدند؟ 

آقاي احمدي‌نژاد مأموريت بزرگ ملت در احياي نام حضرت بقيه ا... و حکومت جهاني حضرت را فراموش نكرده­اند و در اين زمينه هم موفق بوده­اند.

هم چنين توجه پيدا كرده­اند كه نقطه چالش در مسائل اقتصادي ما برقراري نسبت بين ادبيات سكولاريستي و مأموريت­هاي ادبيات انقلاب اسلامي نيست بلكه ايجاد چالش بين ادبيات توسعه و ادبيات انقلاب است.

استاد ميرباقري 19/3/88

+نوشته شده در چهارشنبه بیستم خرداد 1388ساعت14:12توسط گلصنم | |

 

بگذار جاده ها مه آلود باشند
در مه گرگ ها
خوب سفر می کنند...
خوب شکار می کنند.

+نوشته شده در سه شنبه نوزدهم خرداد 1388ساعت11:3توسط گلصنم | |



شب گذشته موسوی مرتکب اشتباهی شد که پیروزی احمدی نژاد را تضمین کرد. موسوی که شعار قانونگرایی و اخلاق می داد، همراه با کروبی یک طرفه به احمدی نژاد حمله کردند. همانگونه که سایتهای خبری از قبل خبر داده بودند، دو کاندیدا با کمک یکدیگر به جای مناظره به رئیس جمهور حمله کردند.

شاید میرحسین ارضای طرفداران سرخورده خود در یک هفته گذشته را هدف قرار داده بود و فکر می کند به آن رسیده است.

شاید میرحسین تخریب احمدی نژاد و جلوگیری از سونامی رئیس جمهور در هفته گذشته را هدف قرار داده بود و فکر می کند به آن رسیده است.

اما اشتباه محاساباتی این مرد «اخلاق» و «قانون مدار»، در آنجاست که در آخرین مناظره، یعنی امشب، احمدی نژاد حاضر است.

میرحسین کار را تمام کرد

امشب، در آخرین مناظره، احمدی نژاد حاضر است و به راحتی می تواند توضیح دهد که تورم نقطه ای به معنای مقایسه ماه اردیبهشت 88 با اردیبهشت 87 است که طبق آمار بانک مرکزی، 15 درصد است. و تورم سال 87 به معنای مقایسه «کل» سال 87 با سال گذشته آن است که 24 درصد است. معلوم است که نرخ تورم سالیانه یک شبه کم نمی شود! آنچه احمدی نزاد بارها بر آن تأکید کرد و امشب نیز «دروغ»گویان را رسوا خواهد کرد، همان است که بانک مرکز اعلام کرده است: «نرخ تورم در دوازده ماه منتهی به اردیبهشت ماه سال 1388 نسبت به دوازده ماه منتهی به اردیبهشت ماه سال 1387 معادل 6/23 درصد است و نرخ تورم نقطه ای در کشور در پایان اردیبهشت امسال با کاهش 14.5 درصدی نسبت به مهر ماه سال 87 معادل 15 درصد می باشد».

آری! «دروغ»های بی شرمانه میرحسین تنها کار را برایش سخت کرد. تنها ماحصل مناظره برای میرحسین، یک «شب» شادی برای حامیانش بود، که با آمدن «صبح» تمام می شود. برخلاف همه دروغها و تهمت ها، صبح نزدیک است. انشاءالله

+نوشته شده در دوشنبه هجدهم خرداد 1388ساعت15:37توسط گلصنم | |

 

مردم عزيز ايران که حقاً چهره منور تاريخ بزرگ اسلام در زمان معاصرند، بايد سعي کنند که سختي ها و فشارها را براي خدا پذيرا باشند تا مسئولان بالاي کشور به وظيفه اساسي شان که نشر اسلام در جهان است برسند و از آنان بخواهند که تنها برادرى و صميميت را در چهارچوب مصلحت اسلام و مسلمين در نظر بگيرند. چه کسى است که نداند مردم عزيز ما در سختى هستند و گرانى و کمبود بر طبقه مستضعف فشار مى‏آورد، ولى هيچ کس هم نيست که نداند پشت کردن به فرهنگ دوَل دنياى امروز و پايه ريزى فرهنگى جديد بر مبناى اسلام در جهان و برخورد قاطع اسلامى با امريکا و شوروى، فشار و سختى و شهادت و گرسنگى را به دنبال دارد و مردم ما اين راه را خود انتخاب کرده‏اند و بهاى آن را هم خواهند پرداخت و بر اين امر هم افتخار مى‏کنند. اين روشن است که شکستن فرهنگ شرق و غرب، بى شهادت ميسر نيست.

(صحيفه امام،ج‏21 ،ص 327)  


+نوشته شده در یکشنبه هفدهم خرداد 1388ساعت15:17توسط گلصنم | |

آی

بی اخلاق ها

اخلاق را از ما یاد بگیرید

از ما خوش اخلاق ها

ما مودب ها

ما با کلاس ها

ما راست گو ها

ما انسان های محترم

متشخص

تمیز

نظیف

باشخصیت

با حیثیت

حیثیت

ها ها ها

 

ما سرشار از حیثیتیم

و چه کلام زیباییست این حیثیت

بخوانید همان مردانگی

همان جوانمردی

همان " اخلاق "

همان وجدان

همان شرف .

 

 

ما اخلاق شریف و جوانمردانۀ مان را

بارها و بارها و بارها

اثبات نموده ایم

 

 

از چهار سال قبل

تا به امروز

ما

به صراحت راست گفتیم

راست

ما به صراحت در روزنامۀ دولتیمان اعلام نمودیم :

احمدی نژاد قبرستان ها را زنانه مردانه خواهد نمود

و ایضا پیاده رو ها را

 

ما به صراحت راست گفتیم

که احمدی نژادِ وحشی

دست های آنان را که آستین کوتاه بپوشند

قطع خواهد کرد

و در ِ بورس را

تخته خواهد نمود

 

آه ما شریفیم

شریفیم شریف

و آه که ما

چقدر از دروغ بیزاریم

 

ما آنقدر شریفیم

که از دماغ احمدی نژاد هم نمیگذریم

از قد کوتاهش

از آن کاپشن تکراری

از آن قیافۀ نکبت که حال ما دماغ سربالاهای بلند قد و جورجیو آرمانی پوش را

به هم میزند

ما

شریفیم

و شرافت

از دماغ های سربالایمان

هویداست

 

ما دروغ بافتیم

تهمت زدیم

توهین کردیم

جک ساختیم

آنقَدَر که

رکورد جوک ساختن را شکانیدیم

فحش دادیم

تحقیر کردیم

ناسزا گفتیم

با رعایت

کلیۀ

اصول

اخلاقی .

 

ما شریفیم

و با شرافت ها همه دور ما جمعند

مایه دار ها

سرمایه دار ها

مایه بر سر کن ها

سر بر مایه کن ها

و اصولا

هر ترکیبی

که با سر  و  مایه

بتوان ساخت

در جوهر شرافت ما

و شرافت دوستان ما

موجود است

 

 

ما شرافت را

در لگد مال کردن کوتاه ها یافتیم

ای کوتوله ها

بدانید و آگاه باشید

که ما سرو قد ها

هر که را که در برابر مان ببینیم

در کمال اخلاق

و در کمال مردانگی

له میکنیم

و به لجن میکشیم

لجنی

از جنس مرغوب

خیالتان

تخت

ما از محدودۀ اخلاق

عبور

نمینماییم .

 

 

گرچه

اگر کسی همان لجن را

به رویمان تف نمود

بی اخلاق ترین ِ بی شرف های روزگار است

وقاحت تا به این اندازه ؟؟؟؟

تف کردنِ

لجن خودمان

به روی

خودمان ؟؟؟؟؟؟

 

ای بی اخلاق ها .

خدا ازتان

نگذرد .

ارادتمندان : با حیثیت های با شرف و خوش اخلاق


+نوشته شده در جمعه پانزدهم خرداد 1388ساعت1:5توسط گلصنم | |


فرزاد جمشیدی ،مجری مشهور صدا و سیما ، در نشست نخبگان که با حضور احمدی نژاد برگزار شد:

در دولت های قبلی سطح تورمشان 45 بود شما چرا کردی 25؟!

شنیدم برای فرزندت عروسی گرفته ای و 40- 50 نفر را دعوت کرده ای و پس از آن نیز نماز جماعت خوانده ای. آیا در نهج البلاغه نخوانده ای که مردم به دین زمامداران خویشند؟ هیچ فکر کرده ای اگر همه برای فرزندان خود این چنین مراسم عروسی بگیرند کار و کاسبی سالن های غذاخوری، انتشاراتی کارت عروسی تعطیل خواهد شد؟!

 من بنا بر این علت مهم  به محمود احمدی نژاد رای نخواهم داد. بخاطر فقط 4 یا 5 ساعت استراحت! آقای دکتر اگر همه 19 ساعت کار کنندکه مملکت پیشرفت می کند؟!!

مرد حسابی! تو که برای فرزند خودت کاری نمی توانی بکنی چطور رئیس جمهور این مملکت شده ای؟

 و نکته آخر این که هیچگاه از محمود احمدی نژاد نخواهم گذشت که وامی که می بایست به برج ساز تعلق می گرفت به کشاورزان و مردم درمانده داد.


+نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم خرداد 1388ساعت19:30توسط گلصنم | |

ما

بال هایمان را میگشاییم

و پرواز مینماییم

تا سایه مان

همیشه

بر سر مردمان باشد

 

پرواز مینماییم

به همه جا

از غرب

تا شرق

 

زیر سایه ما

شما آزادید

که سرمایه تان را

به هر شکل

و به هر صورت

به چرخش درآورید

و در آن میان

گاهی هم

بر فرق مردم بدبخت بکوبید

 

شما

آزادید

که در زیر سایۀ ما

برقصید

البته

تا جایی که

پایتان

روی دمب ما

قرار

نگیرد

 

آزادید

در زیر سایه ما

برای عقیده

و ابراز عقیده

البته

تاجاییکه

از محدوده سایه مان

تجاوز

ننمایید

 

 

آزادید

آزاد

آزاد

 

گرچه

برای خود ما هم

جالب میباشد

که چرا

و چگونه

ممالک شرقی

نسبت به ممالک غربی

همواره

یک چند ده سالی

و یا چند صد سالی

تاخیر دارند

 

 

ما

بزودی

سایه مان را

از سر مو بور ها

کم خواهیم نمود

 

و بر سر شما

خواهیم گسترانید

ای کله سیاه ها

 

بال های ما

سبزند

 

یادتان

نرود .

 

ارادتمند : یک پرندۀ مهاجر با بال هایی سبز و گشاده


+نوشته شده در دوشنبه یازدهم خرداد 1388ساعت14:11توسط گلصنم | |

موسسه بيزينس مانيتور اعلام کرد: برنامه ضد فساد رئيس جمهور ايران موجب شده است ، رتبه ريسک سياسي ايران، 22 رتبه بهبود يابد .

مشاور ارشد شارون در گفتگو با تلويزيون اسرائيل گفت: اظهارات اخير رئيس جمهور ايران در مورد اسرائيل، به شارون فشار زيادي وارد کرده و باعث سکته مغزي وي شد.

نيويورک تايمز نوشت: گذشت زمان نشان داده که رئيس جمهوري ايران ، سياستمدار باهوشي است و توانسته از فشار عليه تهران براي ايجاد يک جبهه واحد عليه سياست هاي غرب استفاده کند نيويورک تايمز با هشدار به غرب نوشت: غرب بايد مراقب چنين رئيس جمهوري باشد چرا که روز به روز در ايران محبوب تر مي شود

روزنامه انگليسي گاردين نوشت:دستاوردهاي هسته اي احمدي نژاد در تاريخ ايران ثبت خواهد شد ،دستاوردهايي که شايد از ملي کردن صنعت نفت نيز مهمتر باشد.

دکتر محمد العاصي امام جمعه واشنگتن گفت: شجاعت احمدي نژاد در رهبران ديگر کشورها وجود ندارد.

هفته نامه امريکايي تايم نوشت: اگر امريکا خوش شانس باشد ،احمدي نژاد در انتخابات ايران شکست مي خورد .

شبکه 4 تلويزيون انگلستان ،در اقدامي بي سابقه ، پيام دکتر احمدي نژاد را در روز کريسمس پس از پيام ملکه انگليس پخش کرد.

وزير خارجه فرانسه در گفتگويي با شبکه »سي ان ان «با بيان اينکه از تحرک مخالفان دولت احمدي نژاد بسيار خوشحالم،گفت : آرزوي غرب ،پيروزي مخالفان احمدي نژاد در انتخابات آينده است البته من مي دانم که اين يک رؤياست.

نشريه آلماني »برلينرمورگن پست« رشد محبوبيت احمدي نژاد در نزد جوانان آلماني باعث تمايل آنها براي خريد کاپشن ساده ومعروف وي شده است واين لباس به يکي از مدل هاي روز وپرفروش در اين کشور تبديل شده است.

روزنامه انگليسي گاردين نوشت: دکتر محمود احمدي نژاد به پرهيزگاري، مردمي بودن و شايستگي شناخته مي شود.

پ.ن: 

برخی خسته می شوند. بعضا ناامید می شوند. می گویند با این همه دروغ که به راه انداخته اند، چه کنیم؟ مگر می شود با این جنگ روانی مواجه شویم؟

نه عصبانیت دارد نه خستگی ونه ناامیدی! مگر این بازی ها را چهار سال پیش هم به راه نیانداختند؟! خدایی هست و اگر به آن اعتقاد داشته باشیم و به او توکل «می توانیم».

+نوشته شده در پنجشنبه هفتم خرداد 1388ساعت18:9توسط گلصنم | |

سیاه پوشیم

همه ی ما

همه ی ما شیعه ها

همه ی ما عاشقان زهرا

همه ی ما محبین اهل بیت

ما شیعه ها؟!! ما عاشقان زهرا؟!! ما محبین اهل بیت؟!!

هنوز بی نشانه است!...

امشب تشیع میشود

دور از چشم همه ی ماغریبه ها...

+نوشته شده در چهارشنبه ششم خرداد 1388ساعت11:50توسط گلصنم | |

این روزها زیاد از فیلم دل شکسته و دیالوگ هاش و بازی زیبای شهاب حسینی و بیتا بادران می شنوم. دیشب بالاخره دل را به دریا زدم و از سر کنجکاوی فیلم را خریدم

در این فیلم برادر بسيجي و مؤمن و دائم ‌الذکر قصه (امیر علی) و دختر معترض و بي‌ادب و لاابالي و ولنگار و قدري هم لات فيلم (نفس) عاشق همديگر مي‌شوند.چه ايده جذابي!

فیلم تلاش می کند تا آدمهایی را که فرسنگ ها از هم دور شده اند به هم نزدیک کند…و این تلاش و هدفمندی،  فیلم را نسبت به سیل فیلم های بی مصرف این روزها قابل تامل ساخته است.

به عقیده فیلم ساز با عشق می توان حتی بین دو نفر که ارزشها و آرمان ها و تفکراتشان از زمین تا آسمان  متفاوت است پیوند ایجاد کرد!!

خواهر خواهر کردن و استغفرالله گفتن های مکرر و کظم غیض های امیر علی شخصیت مومن و بسیجی فیلم کاملا تصنعی و نچسب است. به طور کلی تفاوت کاراکتر های فیلم با واقعیت های موجود در جامعه آدم را بیشتر به یاد تئاتر می اندازد.

تاسف خوردم چرا کسانی باید در عرصه دفاع از جبهه و جنگ و شهدا و جانبازان فیلم بسازند که کاملا با این عرصه بیگانه اند. این بیگانگی و شعاری بودن شخصیت ها در سر تا سر فیلم موج می زند.

زیباترین صحنه فیلم دکوپاژ بي نقص فرو رفتن شهاب حسیني در حوض آب و ايستادن بيتا بادران زير  باران بود و زشت ترین صحنه آنجایی بود که یک حاج آقا را در حال رقص و آواز نشان داد. من منکر وجود چنین آدمهایی نیستم ولی خدا وکیلی شما چند تا از این ها می شناسید. خیلی زشت بود خیلی!

با  این همه  فیلم دل شکسته ارزش دیدن دارد.شما هم ببینید.

مایيم و نواي بينوايي. بسم اله اگر حريف مايي.

 

+نوشته شده در دوشنبه چهارم خرداد 1388ساعت15:3توسط گلصنم | |

وطن،

ای خانه ی من، بانه ی من
هر وجب از خاک تو
ناموس من.

سالروز آزادی خرمشهر مبارک.

شادي روح همه شهدا علي الخصوص شهيد محمد جهان آرا فرمانده سپاه خرمشهر  يه صلوات خرج کن.

+نوشته شده در یکشنبه سوم خرداد 1388ساعت11:32توسط گلصنم | |

فرض کنید تو حیاط یک قصر با شکوه ایستاده‌اید٬ و به پنجره های  رنگارنگ قصر نگاه می کنید. حیاط  پراست از گلدان‌های گل سفید و بنفش٬ دور تا دور خانه درخت. همه‌جا سبز٬ وسط حیاط یک حوض بزرگ پر از ماهی های قرمز.

چشمانت را می ببندی و  وارد سرداب می شوی. نسيم خنکي که از سطح حوض حياط مرکزي بلند شده به صورتت می خورد. وای اینجا بهشت است. تفاوت دما با بیرون شاید 10 - 15 درجه باشد. چه می کرده این معماری ایرانی!!!...

راهنما می گفت پنجره ها را رنگی می ساختند تا مانع ورود حشرات به داخل محوطه خانه شوند. در را که باز می کردی یک دیواره کوتاه سی چهل سانتی بود که باید از رویش عبور کنی از حکمتش می پرسم می گوید این دیواره مانع ورود هوای سرد به خانه در زمستان می شود بعلاوه حشرات هم نمی توانند از زیر در وارد خانه شوند!

عجب! فکر همه جایش را کرده اند...کجا رفته این معماری ایرانی...واقعا اگر اینها خانه است اینکه ما در آن زندگی میکنیم چیست؟؟

کولر گازی بخرید آبی فایده ای ندارد.

تار و مار می کند حشره کش تار و مار.

از حشره کش های جدید هم می توان استفاده کرد با ما از صدای جلز و ولز حشرات لذت ببرید.

آه خدایا...

دلم پنجره رنگی می خواهد.

پ.ن:

1- کتاب‌های نمایشگاه روی تخت٬ از هر کدام یک داستان٬ وسطشان یک ورق یا مداد٬ نصف شب از صدای افتادنشان از خواب بپری٬ یا از تیزی نوک یک مداد توی کمرت…روزهای خوب و خوشی‌ست٬ یادم باشد.

2- فیس بوک فیلتر شد.
آواگستر و شاتل که من استفاده می کنم فیسبوک را فیلتر کردند !‌برای وارد شدن به فیسبوک هنوز می شود از https استفاده کرد .  کافیست در آدرس مورد نظر خود http را به https تغییر دهید.

+نوشته شده در جمعه یکم خرداد 1388ساعت19:15توسط گلصنم | |