تبليغاتX
گل صنم





















گل صنم

یک بچه مسلمون.متولد شیراز.بزرگ شده تهران.ساکن قم...


با تمام در و دیوار و صندلی و میز و فرش و پرده و گلدان های خانه نشسته ام به تماشای

خودی که  مدت هاست دیگر خودش نیست .

پ.ن:

1- دلم آرزوهای تا همیشه بزرگ می خواهد ...

2- مشتاقانه در انتظار نمایشگاه کتابم، امیدوارم تا اون موقع بن هم از آسمون برسه. آرزو که بر جوانان عیب نیست،هست؟

3- تف به غرور...


+نوشته شده در دوشنبه سی و یکم فروردین 1388ساعت6:59توسط گلصنم | |

دلم تنگ شده...

برای همه آنچه گذشته،

برای خیابان انقلاب، خیابان شریعتی.

حسینیه ارشاد با آن کتابخانه جانانه اش.

برای اتوبوسهای هفت تیر- تجریش.

برای دانشکده با آن پل هوایی

و نیمکت هایی که رویش می نشستیم و یک ریز حرف می زدیم.

برای بچه ها، برای استادها.

حتی دلم برای کلاس های استاد شبستری هم تنگ شده، با آن نگاههای عاقل اندر سفیهش!

خوب که فکر می کنم می بینم آنروزها خیلی هم آرام نبودیم.

چقدر گذشته است؟؟چند ساعت، چند دقیقه، چند ثانیه؟

زمان زیادی از دست رفته است؛

و من

هیچگاه فرصت نداشته ام که به گذشته ها فکر کنم.

کارهای مهم تری داشته ام...

خوابیدن و بیدار شدن، تر و تمیز کردن خانه، پخت و پز و شام و ظرف شستن و به زور چند رکعت نماز خواندن و دوباره خوابیدن و بیدار شدن!!

خنده دار است.

نه،

گریه دار است، این همه بیدار شدن های مکرر هر روزه من.

و عاقبت...

دلم چقدر تنگ شده،

برای آن روزها

مثل دلتنگی یک گل برای گلدان قدیمی اش.


+نوشته شده در جمعه بیست و هشتم فروردین 1388ساعت12:50توسط گلصنم | |

از خدا که پنهان نیست… لااقل از شما پنهان بماند!


+نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم فروردین 1388ساعت5:21توسط گلصنم | |

یکشنبه، عید پاک، روز رستاخیز عیسی مسیح از مردگان یکی از مهمترین اعیاد مسیحیان بود.

در این روز، مسیحیان مراسم یادبود رستاخیز عیسی مسیح را پس از مصلوب‌شدن برگزار می‏کنند.

 قیام مسیح از مردگان همه ساله در اواخر ماه مارس یا اوایل آوریل، در آغاز بهار جشن ‌گرفته می‌شود.

این عید  در بین ایرانیان به عید پاک و در دنیای انگلیسی‌زبان به "ایستر" معروف است.

عنوان "پاک" برخلاف آنچه برخی تصور می‌کنند، ربطی به "پاکی" و "تمییزی" ندارد، بلکه ترجمه فرانسویِ عید قیام است.

مشاهده عکسهایی از مناسک مسیحیان در این روز  بسیار برای من جالب بود شما هم ببینید.


جنوب اسپانیا، زنان با پوشیدن لباسهای سنتی مخصوصی به رنگ مشکی به صورت دسته های منظم حرکت می کنند.


کلمبیا، مردان توبه کننده مذبح مسیح را بر دوش خود حمل می کنند.


جنوب اسپانیا، تندیس اشکبار مریم باکره.


فیلیپین، مردی که برای پاک شدن از گناه خود را روی سنگفرش داغ خیابان می کشاند.


اورشلیم، محل دفن عیسی مسیح.


مکزیک، مردی که برای بخشیده شدن از گناه کوله باری از خار را بر روی دوش خود حمل می کند.

واتیکان، نمای میدان سنت پیترز.


مکزیک، مردی که به خود شلاق می زند.


فیلیپین ، مردانی که به خود شلاق زده اند در مقابل کلیسا زانو زده و بخشایش می طلبند.


نیکاراگوئه، مردان و زنان در حالیکه شاخه های نخل را در دست دارند یاد ورود فاتحانه مسیح به اورشلیم را زنده می کنند.


شمال فیلیپین، مردی که می خواهد در درد و رنج عیسی سهیم باشد.

منبع:

http://www.getwonder.com/04/holy-week-pictures-from-christian-communities.html


1- پی نوشت کاملا با ربط:

فکر می کنید خدا با اینها چه معامله ای می کند؟؟

2- پی نوشت کاملابی ربط:

«اَی بابا! توی این دولت کریمه آسمون هم دیگه قاطی کرده! زمستون رو خشک خشک رد کرده، حالا واسه من بخشنده شده... همش تقصیر احمدی نژاده».


+نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم فروردین 1388ساعت8:30توسط گلصنم | |


 از تو هیچ وقت در این وبلاگ ننوشته ام. چرایش را نمی دانم. شاید چون گنج من هستی. از گنج نمی شود نوشت. شاید چون نمی توانم آنجور که حست می کنم بنویسم. امشب نیستی. مثل خیلی شب های دیگر. می دانی که من قوی هستم. ولی برای تو، نه.  کاش شاعر بودم. گفتن این حرفها در شعر ساده تر است . خانه مان بی تو خالیست. چقدر جایت خالیست.

 پ.ن:

همه حالت هات منو مجذوب کرد . ایستادنت،خوابیدنت،
خندیدنت،عصبانی شدنت،تعجب کردنت،صاف و ساده بودنت،
شیطنت هات، فهم وکمال ات،همه رو پسندیدم .
صداتو دوست دارم،سکوتت رو دوست دارم؛
حیله های کوچیکت رو دوست دارم؛ نازت،
ستم ات،همه رو دوست دارم
.

+نوشته شده در شنبه بیست و دوم فروردین 1388ساعت23:53توسط گلصنم | |

تا ده پانزده سال پیش این جوری بود که دخترها  تا زمانی که پا به خونه بخت نمی گذاشتند ، دست به ترکیب ابروهاشون نمی زدند. یعنی معمول نبود. شاید هم زشت بود. اصلا دختر بودن یا زن بودن طرف رو می تونستی از روی همین زیر ابروی دست نخورده یا برداشته شده تشخیص بدی.

خلاصه دختر وقتی عروس می شد یک تغییر درست و حسابی می کرد و به قول معروف از این رو به اون رو می شد.

اما نمی دونم چی شد که اندک اندک این سنت ور افتاد. حالا دخترها کم طاقت شدند یا شوهر نایاب شد و مجبور شدند، بماند...

اوایلش ابروی مدل دخترونه اومد رو کار. یعنی فقط دورش رو تمیز می کردند تا بالاخره یک فرقی بین زن و دختر باشه؛ اما بعدش کار به جایی رسید که از روی ابروی هیچ کس نمی تونستی تشخیص بدی که طرف دختره یا زنه!!

گذشت...

کم کم پای عناصر مذکر هم این وسط به ابرو برداشتن و بند انداختن باز شد. تک و توک می دیدیم پسرهایی رو که قیافشون هیچی کم از یک زن نداشت.

خدا بر توفیقات صدا سیما بیفزاید  که در ترویج و جا انداختن  فرهنگ زیر ابرو بردارون از هیچ کوششی فرو گذار نکرد تا این امر در جامعه ما به صورت امری کاملا عادی درآمد.

یادم می آید اولین بار که یکی از دوستان به من گفت فلان مجری تلویزیون بی شک صورت خود را بند می اندازد نزدیک بود از تعجب شاخ در آورم!!!

به هر حال امروز از روی ابروی هیچ کس نمیتونی بفهمی که طرف دختره یا پسره یا زنه یا مرده!! این بحث دیگه کلا منتفی شده.

این وسط چطور جناب مایلی کهن جرئت کرده اند بفرمایند: "بازیکنی که زیر ابرو بر می دارد جایش در تیم فوتسال بانوان است"نمیدانم.

ولی دمشان گرم.

فقط ..

بی چاره بانوان!!!


+نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم فروردین 1388ساعت12:37توسط گلصنم | |

 

نکته آموزشی: اگر شما هم مانند من در فصل بهار خمار می شوید، می توانید با استفاده از زنجبیل در غذا این خماری را کاهش دهید. از پودر زنجبیل هم می توانید در چای بعد از ظهرتان استفاده کنید. امتحانش ضرری ندارد.

نکته تذکری: یک بنده خدایی می خواسته من را بخنداند در حال خواب از من یک عکس گرفته و برام بلوتوث کرده است، ولی من بیشتر از آنکه بخندم، بهت زده شدم. الان دقیقا میدانم وقتی بمیرم چه شکلی می شوم.

نکته پیامکی: از بین پیامک های تبریک عید همه تکرای بودند جز این: "اذا رایتم الربیع فاکثروا ذکر النشور"

نکته کشفیاتی: قدرت، جاذبه مرد است و جاذبه ، قدرت زن.


+نوشته شده در دوشنبه هفدهم فروردین 1388ساعت17:48توسط گلصنم | |

+نوشته شده در یکشنبه شانزدهم فروردین 1388ساعت22:31توسط گلصنم |

یک بنده خدایی هست می شناسمش از اون آدمهاییه که راحت با کسی صمیمی نمی شه و بیشتر سرش تو کار خودشه. به تعبیر من، آدم یخیه. امروز فهمیدم طرف وبلاگ داره اتفاقا از اون وبلاگ های معروف و پر خواننده هم هست. رفتم خوندم باورم نمی شد اینها رو اون نوشته؛ یعنی قیافه اش رو که تصور می کردم می دیدم اصلا بهش نمیاد!

آدم یک حس بدی پیدا می کنه وقتی بفهمه هر چه تا به حال درباره یه موضوع یا یه فرد فکر می کرده نادرست بوده.

تازگی دارم به خیلی چیزها شک می کنم نمی دونم این شک ها آخرش می خواد به کجا برسه؟ ولی خدا نکنه روزی برسه که بفهمم خیلی از چیزهایی که سال ها فکر می کردم ارزشه  و خیلی چیزا رو به خاطرش فدا کردم در حقیقت ارزش نبوده.

پ.ن:

مردها موجودات پیچیده ای هستند ولی نه به پیچیدگی زنها!!

+نوشته شده در یکشنبه شانزدهم فروردین 1388ساعت0:24توسط گلصنم | |

تو نيستي، نه هست هاي ماچونان كه بايدند، نه بايدها.

مثل هميشه آخر حرفم،

و حرف آخرم را با بغض مي خورم.

عمري است لبخند هاي لاغر خود را در دل ذخيره مي كنم: باشد براي روز مبادا.

امادر صفحه هاي تقويم، روزي به نام مبادا نيست.

آن روز هر چه باشد، روزي شبيه ديروز، روزي شبيه فردا،

روزي درست مثل همين روزهاي ماست.

اما كسي چه مي داند؟شايد، امروز نيز روز مبادا باشد.

وقتي تو نيستي نه هست هاي ما چونان كه بايدند، نه بايدها.

هر روز بي تو روز مباداست.

منبع

+نوشته شده در شنبه پانزدهم فروردین 1388ساعت13:31توسط گلصنم | |


آیا می‌دانید در آیین زرتشت اولین مرد و زن -مشی و مشیانه- به صورت شاخه ریواس از زمین روییدند و روز سیزدهم فروردین سالگرد ازدواج و گره خوردن این دو است.

اگر احتمالا تا به حال از گره زدن سبزه‌ها نتیجه‌ای نگرفته‌اید، پیشنهاد می‌کنم امسال شاخه ریواس گره بزنید.

سیزده بدرتان خوش.

پ.ن:

بی‌چاره طبیعت، چی قراره امروز به سرش بیاد!


+نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم فروردین 1388ساعت7:48توسط گلصنم | |

 

فرماندار قم با اشاره به انجام عمليات عمراني در بستر رودخانه قمرود و طرح توسعه ضلع غربي حرم مطهر حضرت معصومه(س) بيان داشت: اگر به علت تخريب بخشي از اين طرح مسير رودخانه قمرود مسدود شود، شاهد ورود سيل از مسير رودخانه به داخل شهر و بروز مشكلات متعدد خواهيم بود.
 
پ.ن:

فکر کنم هوا دیوانه شده،

هیچ‌ کس فکرش رو هم نمی‌کرد که این‌طوری بباره!

البته به بارون هیچ ربطی نداره که ما بهش فکر نمی‌کنیم.

والا با این ...


+نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم فروردین 1388ساعت0:38توسط گلصنم | |



امروز یه بنده خدایی نمی دونم چه عطری زده بود به خودش بوی گلای حیاط خونه پدر بزرگم تو شیراز رو می داد. منو برد ...

پ.ن:

نمی دونم این روبوسی چه معنی میده. در حالت عادی مشکلی نداره ولی وای از وقتی عید باشه و گروه گروه آدم برای دید و بازدید بیان و برن و بخوان با هم روبوسی کنن.  وقت رفتن همین‌ط‌ور باز همین قصه تکرار میشه. من که با هر کی دوست داشته باشم روبوسی می‌کنم ولی بقیه برا خودشون یه قانون میدونن.

بگذریم اینو می‌گفتم منو برد...


+نوشته شده در شنبه هشتم فروردین 1388ساعت22:4توسط گلصنم | |


وقتی می‌بینم هنگام بهار، طبیعت بی‌جان چگونه جلوه‌گرانه نو می‌شود واقعا برای خودم متاسف می‌شوم. راست است که می‌گویند تاسف کمال به دنبال دارد؟! 

بهار امسال برای من یکی از زیباترین بهارها بود. آغاز سال نو در یکی از دشت‌های زیبای شمال. کنار برکه و نم نم بارون و صدای پرندگان عجیب و غریب، واقعا مبهوت کننده بود.

همیشه یک غمی توی دلم هست. گاهی زیاد و کم می‌شود، گاهی برای مدتی فراموش می‌شود، گمان کنم دلم یک موفقیت خیلی زیاد می‌خواهد. واقعا به آن احتیاج دارم. یک چیز درست و حسابی البته چشمم که آب نمی‌خورد.

سال نویی داشته باشید.

پ.ن:

بهار فرخنده برای ما

دل شاد و زنده برای ما

شااااااااااااااااااااااید که آینده برای ما

شااااااااااااااااااااااااید که آینده برای ما

شااااااااااااااااااااااااااید که آینده برای ما


+نوشته شده در چهارشنبه پنجم فروردین 1388ساعت12:17توسط گلصنم | |