|
آخه یکی نیست بگه دختر، تو مگه تنت میخاره؟؟ مگه مشکل داری واسه خودت کار میتراشی؟؟حالا باز به اون کمونیست کوبایی لااقل ذهنش خالی بود هر چی بهش میگفتم قبول میکرد .این دفعه گرفتار یک مسلمان سنی مذهب آمریکایی شدم! خداییش شما جای من بودید،شب عید غدیر، با یک سنی متعصب، شاید هم وهابی روبرو میشدید دلتون میومد همینطوری ولش کنید بره؟؟البته اگه فضولدون تون اندازه من فعال باشه نمیتونید... خوب بحث سر چی بود؟ اولش بحث از رشته مطالعات زنان شد.اون گفت که شما تو ایران خیلی بیشتر به این رشته نیاز دارید.منم که وطن پرست غیرتی ،گفتم واسه چی ؟ اونم بلد بود چیکار کنه بحث رو کشید یه سمتی که من رو احساسی کنه باهاش کنار بیام. شروع کرد صحبت از اینکه این ازدواج موقت رو ایرانیها خودشون به خدا و اسلام بستن و ما هیچ جای قرآن این رو نداریم و به اسم اسلام فساد میکنن و ... منم که دیدم اسم شیعه و ایران در خطره قید زن بودنم رو زدم و یک نطق جانانه در دفاع از ازدواج موقت انجام دادم. البته در حین بحث فهمیدم که ایشون حتی گفته های پیامبر رو حجت نمیدونه!!! و مرتب تاکید میکرد که قرآن کتاب کاملیست و با وجود آن نیاز به هیچ منبع دیگری نداریم.تا یک چیزی میگفتم جواب میداد که تو مگه قبول نداری قرآن کامله؟ این تازه اول ماجراست دو تا سوال هم برام طرح کرد که جوابشو پیدا کنم و براش بفرستم اولیش این بود :اولین جایی که خدا در قرآن ابراهیم را مورد خطاب قرار داده کجاست و به چه اسمی او را خطاب کرده؟ دومین سوال رو نمیگم چون تقریبا جوابش رو پیدا کردم و میترسم واسه شما بد آموزی داشته باشه... برای اینکه به سیاست زبل خان پی ببرید باید بگم من همه حرفهایی که اون شب زدیم رو کپی کردم و برای یکی از دوستام که اطلاعات دینی خوبی داره فرستادم خلاصه مطلب اینکه یک کار جدید واسه خودم تراشیدم. پی نوشت1:آخر بحثمون بهش گفتم فردا عید غدیره عیدت مبارک. پی نوشت 2: لطفا اگه جواب سوال رو میدونید برام بفرستید. پی نوشت3: حالا باز بگو چرا به هیچ کاریم نمیرسم.
پرهيزکاران در اين دنيا اهل
فضائل اند، گفتارشان صواب، پوشاکشان اقتصادي، و رفتارشان افتادگي است. از
آنچه خدا بر آنان حرام کرده چشم پوشيده، و گوشهاي خود را وقف دانش با
منفعت نموده اند. آنان را در بلا و سختي و آسايش و راحت حالتي يکسان است... خداوند
در باطنشان بزرگ، و غير او در ديدگانشان کوچک است. آنان با بهشت چنانند که
گويي او را ديده و در فضايش غرق در نعمتند، و با عذاب جهنم چنانند که گويي
آن را مشاهده نموده و در آن معذبند. دلهايشان محزون... بدن هاشان لاغر، نيازهايشان سبک، و نفوسشان با عفت است... دنيا آنان را خواست و آنان آن را نخواستند... به
هنگام شب براي عبادت برپايند، در حالي که اجزاي قرآن شمرده و سنجيده تلاوت
کنند، خود را به آيات قرآن اندوهگين ساخته، و داروي دردشان را از آن
برگيرند... قامت
به رکوع خم کرده اند، به وقت سجده پيشاني و دست و زانو و انگشتان پا بر
زمين مي گذارند، و از خداوند آزادي خود را از عذاب مي طلبند. اما به هنگام
روز، بردباران و دانشمندان و نيکوکاران و پرهيزکارانند. شب مي کند در انديشه شکر، و روز مي کند در انديشه ذکر.
شب را به سر مي برد با خوف، و روز مي نمايد دلشاد... آرزويش کم و
کوتاه، لغزشش اندک، دلش فروتن، نفسش قانع، خوراکش اندک، زندگيش آسان، دينش
محفوظ، شهوتش مرده و خشمش فروخورده است...
زبان دشنام ندارد، گفتارش نرم است، زشتيش پنهان، و خوبيش آشکار است، در ناخوشيها شکيبا، و در
خوشيها شاکر است. بر دشمن ستم نمي کند، و به خاطر محبوبش مرتکب گناه نمي
شود... در باطل وارد نمي شود، و از حق خارج نمي گرد... بخشهایی از خطبه همام
نمي دانم چه قدر « بيلي وايلدر » را مي شناسيد و آیا تا به حال فيلمي از او ديده ايد ؟ پارسال همینطور روزهایی بود که فیلم آپارتمان بیلی وایلدر را دیدم نمیدانم چرا یاد اون فیلم افتادم. شاید سردی هوا و اینکه داستان فیلم در یک شب سرد و حول و حوش کریسمس اتفاق میافتد باعث این یاد آوری شد. یادمه بعد از دیدن فیلم فیلمنامه اش را هم خواندم.نمیتونم انکار کنم که خواندن فیلمنامه بهمراتب بیشتر از دیدن خود فیلم برام لذتبخش بود. میتونم بگم این فیلم یکی از بهترین و هنرمندانه ترین فیلمهایی بود که درعمرم دیدم.نوعی کمدی تلخ و زیر پوستی که پر است از شور و شعور و به بهترین نحو نظام سرمایه داری در جامعه آمریکا را توصیف میکند. آپارتمان داستانیست که واقعا شیرینتر و تلختر از آن درباره جامعه آمریکا ندیده اید.به قول جک لمون ، بازیگر نقش اول فیلم : "بیلی وایلدر در این فیلمش یک شاخه گل سرخ را در یک سطل زباله پرورش داده است". تخصص بیلی وایلدر در داستان گویی واقعا هیجان انگیز و قابل تحسین است.او برای همیشه یکی از کارگردانان محبوب من خواهد بود.
امروز داشتم باهاشون چت میکردم ، در مورد مدرکشون پرسیدم: -"در ایران به پست دکترا فوق دکترا میگن.اما در واقع پست دکترا یه دوره زمانی بین فارغ التحصیل شدن و کار پیدا کردن هست.در حقیقت پرفسور شدن اول راهه، تازه آدم میفهمه که هیچی نمیدونه.هوش رو خدا به آدم میده ولی تلاش مهمترین چیزه،که روی دوش ماست.من با هوش نیستم،یه آدم معمولی ام ولی خیلی کار میکنم." .مدیکال ایمیجینگ یعنی چی؟ -"یه چیزی نزدیک به فیزیک پزشکی.عکسهای مثل اشعه ایکس و ام آر آی رو مورد مطالعه قرار میده تا عوامل بیماری یا سرطان رو با کامپیوتر پیدا کنه." .کاش شما با متخصصین ایرانی در تماس بودید. -"خوشبختانه با وجود اینترنت همه از نتایج کارهای همدیگه با خبر میشن،به همین دلیل از هم چیز یاد میگیرن.ما همه از هم چیز یاد میگیریم.خداوند همه ابزار رو در اختیار ما گذاشته ولی ما باید اونها رو ببینیم.از خدا کمک بگیریم و بدنبال آنچه او در سر راه ما قرار داده بریم. مگه ما بهترین دانشگاههای دنیا رو چند سال پیش نداشتیم؟مگه ما بهترین ساختمانها رو نساختیم.پلها و قصر های بزرگ تخت جمشید و و و ..دنیای اسلام بسیار پیشرفته بوددرسته؟پس چرا امروز اینیم؟؟" .من گفتم:خوب خیلی چیزها عامل عقب افتادن ما شده... -"دلیلش این بود که ما خدا رو فراموش کردیم و از تلاش ایستادیم.ما فکر کردیم که دیگه همه چیز داریم. ناشکر شدیمو فکر کردیم که نفت برامون همه چیز فراهم میکنه.سیستم شاه سیستم مریضی بود که ۵۰ سال پیش روی کار اومد ولی کار ما خیلی قبل از اون به گمراهی کشیده شد.ما خدا رو فراموش کردیم فکر کردیم بهترین هستیم و از تلاش ایستادیم.جوابی که شما دادید همون جوابیه که سالهای سال به ما یاد دادند.من هم قبلا همین جواب رو میدادم. من فکر میکنم وقتی ایران بودم از یک روزنه کوچک به دنیا نگاه میکردم و خدا رو از اون روزنه میدیدم.اما الان از بیرون به ایران و همه دنیا نگاه میکنم.می بینم خدا کنترل همه چیز رو در دست داره.اون راستی از رگ گردن به ما نزدیکتره و به بندگان مخلصش جواب میده." از نظر او درس خواندن عشقه و آدم اگه عاشق اون باشه به خاطرش هر کاری میکنه.میگفت:"مشکل شما اینه که باور بکنید تحصیل در خارج چیز بدی نیست." در آخر بهم پیشنهاد داد برای ادامه تحصیل در مقطع دکترا به آمریکا برم!!گفت که هر کاری بتونه برام میکنه و از همکارانش راهنمایی میخواد تا بهترین رو برام پیدا کنه. یکوقت فکر نکنید من با فرار مغزها موافقم ها...نه اتفاقا آدم بسیار وطن پرست و متعصبیم ولی واقعا توی ایران چقدر احتمال قبول شدن برای دکترا هست؟؟ بهش گفتم باید فکر کنم...
ظاهرا بعضی از دوستان برداشت بدی از این نوشته داشتند از آقای آرشید به خاطر راهنماییشون تشکر میکنم.
الهی! می پنداشتم که تو را شناختم، اکنون پندار را در آب انداختم. چون بید میلرزم که مبادا به هیچ نیرزم.
تنها یک روز فاصله است بین عرفه و قربان یعنی تا بشناسمت فدایت خواهم شد. الهم عرفنی نفسک. . . مبارک باد قربانی نفس به تیغ توحید در منای تسلیم و رضا. زندگی تان به زیبایی گلستان ابراهیم ، به پاکی چشمه زمزم ، به صفای مسجدالحرام عیدتان مبارک
این روز ها همه جا حرف از ظلم ظالم و مظلومیت یه عده مظلومه...یادمه کوچیک که بودم مامانم همیشه میگفت گناه مظلومی که ظلم رو بپذیره از ظالم کمتر نیست. خیلی از ظلمهایی که تو این دنیا میبینیم عامل اصلیش ظلم پذیری یه عده آدم ضعیفه...اینجا ظالم و مظلوم هر دوتاشون مقصرن... حواسمون باشه ،هم به خودمون هم به قضاوتامون... خدایا دلم از این همه ظلم و ستم گرفته...تو را به عدالتت قسم میدهم که ما را نه در زمره ظالمان و نه در زمره ظلم پذیران قرار ندهی!
در بین عرب رسم بوده که اگر فردی از یک قبیله را میکشتند بالای چادر رئیس قبیله پرچم سرخی به اهتزاز در میآمد و تا زمانیکه انتقام خون مقتول گرفته نمیشد این پرچم پایین نمی آمد... حالا جواب سوال رو گرفتین... یعنی هنوز انتقام خون حسین(ع) گرفته نشده... این الطالب بدم المقتول بکربلاء؟؟؟؟
دیگر سکوتت مولوی دیگر نیرزد در گور باشی استخوان هایت بلرزد
|
About![]()
حرفها دارم اما...بزنم یا نزنم؟ Archivesآبان 1388مهر 1388 شهریور 1388 مرداد 1388 تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 معرفی ویژهسه رگهLinks
زابـــا
یگان ضد شورش شهرداری تهران در تظاهرات 13 آبان + عکس ,< |